العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

133

شرح كشف المراد ( فارسى )

لانه لا يخفى عليه ما يدرك بالاسماع . . . و كذلك سميناه بصيرا لانه لا يخفى عليه ما يدرك بالابصار من لون و شخص و غير ذلك . . . « توحيد صدوق ص 194 » . اشاعره در همين مورد هم مىگويند : صفت ادراك صفتى است زائد بر علم خداوند و قديم هم هست چون آنها قائل به قدماء ثمانيه هستند يعنى ذات - قدرت - علم - اراده - ادراك - كلام - حيات - و قدمت در خاتمه توجه شما را به يك نكته جلب مىكنم : خداوند همانگونه كه مدرك و سميع و بصير يعنى عالم به مبصرات و مسموعات است همچنين عالم به مذوقات « چشيدنيها » و مشمومات « بوئيدنيها » و ملموسات « بساويدنيها » نيز هست ولى علت چيست كه خدا را به صفت سميع و بصير ياد مىكنيم ولى با اين اوصاف ديگر ياد نمىكنيم ؟ در جواب بايد گفت : يا بخاطر توهم جسميت است كه اگر بگوئيم : خداوند بويا است ، چشا است و . . . شنونده توهم مىكند كه ذات حق جسميت دارد و لذا اين اوصاف را نسبت نمىدهيم كما اينكه لذت و الم چه عقلى و يا حسى از سوى متكلمين به خداوند نسبت داده نمىشود به همان جهت . و يا بخاطر اينكه اسماء و صفات الهى توقيفى هستند يعنى توقف دارند بر اينكه از سوى شارع مقدس و كتاب و سنت بيان شود و حيث اينكه قرآن خدا را با صفت سميع و بصير ياد كرده و لا غير ما هم با همان صفات ياد مىكنيم اگر چه عقلا نسبت صفات ديگرى هم به خدا روا باشد ولى شايد اطلاق آن از جهت ديگر جايز نبوده كه قرآن و سنت نگفته و ما عالم به آن جهت نيستيم و لذا خلاف ادب است كه اين اوصاف را به خدا نسبت دهيم . و شاهد بر اينكه اسماء الهى توقيفى هستند رواياتى است در اصول كافى ج 1 ص 135 به بعد تحت عنوان : باب النهى عن الصفة به غير ما وصف